www.technologiesdvb2.all-up.com***dvb2

technologiesdvb2
 
الرئيسيةاليوميةمكتبة الصورپرسشهاي متداولجستجوثبت نامليست اعضاگروههاي کاربرانورود

شاطر | 
 

 تحقق ها

مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي اذهب الى الأسفل 
نويسندهپيام
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: تحقق ها   30/4/2008, 12:26 am

بوسه پیامبر بر گونه فرزند اسلام


از زبان همسر استاد مطهری

ساعتی ا زنیمه شب می‌گذشت، که زنگ ساعت مرتضی به صدا در آمد، عادت همیشه‌اش بود، که در تاریکی شب به دور از چشم بنده‌های خدا با معبودش راز و نیاز کند. اما آن شب حال دیگری داشت. صدای گریه‌اش را می‌شنیدم. دلم می‌خواست کمی بلند‌تر حرف بزند. تا من هم بشنوم که مرتضی در دل سیاه شب چگونه او را صدا می‌زند و یا حداقل یاد بگیرم که انسان چطور باید با خالقش صحبت کند. نجوای شبانه‌اش که تمام شد، سر بر بالین نهاد تا کمی آرام گیرد. اما ساعتی یعد یکباره از جا برخاست. نور مهتاب اتاق را روشن کرده بود. پرسیدم: مرتضی چه شده؟ سکوت سنگینی میان من و او فاصله انداخت. التهاب و موج هیجان در نگاهش بود، دلم طاقت نیاورد. دوباره پرسیدم: « مرتضی چه اتفاقی افتاده؟» آرام لب به سخن گشود.
خواب دیدم؛ خواب عجیبی که در باور انسان نمی‌گنجد. من و امام در صحن مسجد الحرام در کنار کعبه ایستاده بودیم. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) به سمت ما آمد من به امام اشاره کردم: آقا فرزند شما هستند. پیامبر (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) امام را بوسید بعد به سمت من آمد و مرا محکم در آغوش فشرد و صورتم را بوسید. هنوز گرمی لبهای پیامبر را بر گونه هایم احساس می‌کنم حادثه مهمی در راه است.
پنج شب گذشت، پنج شب به یاد ماندنی، پنج شب ناب از حضور او در میان جمع خانواده، پنج شب آموختن از او که دغدغه اسلام محمدی (صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) را داشت. پنج شب به اندازه یک ثانیه گذشت و مرتضی مجروح و خون آلود از تیر کینه منافقین در بیمارستان طرفه بر بستر افتاد. زمان به سرعت می‌گذشت وشاید در آن لحظه هیچ کس باور نداشت که او اینگونه ما را رها کند، ما که هنوز تشنه آموختن بودیم، سؤالات مکرر در ذهنم می‌آمد چرا در تمام این مدت نپرسیدم، چرا نخواستم که بگوید. شاید قرنها از تاریخ انسان بگذرد تا چون اویی در عالم ظاهر گردد. چرا نپرسیدم.......؟
زمان ایستاد و مرتضی پر کشید وقتی به خانه رسیدم، پاسی از شب گذشته بود. صدای زنگ ساعت مرتضی برای دعای شبانه‌اش تنها صدای حاکم بر فضای خانه بود. بغض تلخی بر جانم نشست و یکباره به هق هق گریه تبدیل شد. چه بزرگی را در ماه بهشتی، ماه خدا از دست دادیم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 12:28 am

شریعتی واقعا مرید مطهری بود
استاد مطهری، دكتر شریعتی و حسینیة ارشاداز زبان رهبر معظم انقلاب*


تأسیس حسینیه


.... اما مسئله شركت ایشان[استاد مطهری] در حسینیة ارشاد نباید گفت «شركت» باید گفت «مؤسس»، ایشان مؤسس ارشاد است.
آن وقتی كه در تهران جلسات مذهبی درست و حسابی و منظمی نبود، چند نفر به فكر افتادند كه یك كار این جوری بكنند. عنصر اصلی هم آقای مطهری بود و آقای همایون كه بانی مالی آنجا بود جزو پیش قدمان این كار بودند.
چند نفری نشستند و یك محلی را در یك مقداری بالاتر از محل كنونی حسینیه، زمینی بود آنجا را در نظر گرفتند و چادری زدند و دیوار مختصری دورش كشیدند واین شد حسینیه ارشاد و از گویندگان دعوت كردند.
از جمله كسانی كه دعوت شد آقای محمدتقی شریعتی بود كه آن وقت ایشان آمده بود تهران و ساكن شده بود. سال 45 بود كه ایشان یكی دو سالی بود در تهران بود و سخنرانی می‌كرد.
از ایشان، آقای مطهری دعوت كردند و خیلی هم ترویج كردند. ایشان در آنجا سخنرانی كردند. و خود آقای مطهری هم در سال 46 در آنجا سخنرانی داشتند. مرحوم شریعتی مرید آقای مطهری بود. یعنی مرید علمی و فكری آقای مطهری بود. و این را من خودم از مرحوم شریعتی شنیده بودم و شاید بارها شنیده بودم.او در پی اختلاف با آقای مطهری نبود كما اینكه آقای مطهری هم در پی اختلاف به معنای شخصی با مرحوم شریعتی نبود. البته چرا، اختلاف فكری داشتند و یك سری اعتراض‌هایی را مرحوم مطهری بر شریعتی داشت كه آن اختلاف‌ها در اواخر برملا هم شده بود و آن ایرادها را ایشان گاهی در اینجا می‌گفتند.


آشنایی با دكتر شریعتی





در سال 46 كه كتاب «محمد خاتم پیامبران» مطرح شد و به مناسبت آن كتاب، آقای مطهری از عده‌ای خواستند كه مقاله بنویسند، از جمله مرحوم دكتر شریعتی بود.
دكتر هم تازه دو سال بود كه از فرانسه برگشته بود. ابتدا مشهد بود و در آنجا با گمنامی معلمی می‌كرد. آقای مطهری ایشان را دیده و خیلی از او خوشش آمده بود. یك جوان خوب كه خیلی هم هوشمند و با استعداد و نكته سنج و عمیق بود. انصافاً یك كسی مثل آقای مطهری از یك شخصی مثل شریعتی طبعاً خیلی خوشش آمده و از ایشان هم خواسته بود كه یك چیزی بنویسند.
یك مقاله مفصلی مرحوم دكتر نوشت از «هجرت تا وفات پیغمبر» و همچنین بخشی از «سیمای محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)» را كه من در جریان این تبادل مقاله بودم. یعنی دكتر مشهد بود و آقای مطهری تهران بود. من هم می‌رفتم مشهد و برمی‌گشتم قم. گاهی در [جریان] تبادل این مقاله‌گیری و مقاله دهی بصورت پیغام یكی دو دفعه‌ای قرار گرفتم.
مرحوم مطهری وقتی كه مقالات دكتر را دید خیلی خوشش آمد مخصوصاً از مقاله «سیمای محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)».
ایشان به من گفت كه من سه بار این مقاله را خوانده‌ام. از بس ایشان خوشش آمده بود از قلم شیرین و شیوای مرحوم دكتر. موجب شد كه ایشان از دكتر دعوت كند كه سخنرانی هم بیاید و دكتر گاهگاهی می‌آمد حسینیه، سخنرانی می‌كرد؛ خیلی كم.
تا سال 49 آمد و رفت دكتر از این سال در حسینیه ارشاد به دو ماه یك بار یا سه ماه یك بار رسید كه ایشان می‌آمد و یك سخنرانی می‌كرد.
كناره‌گیری از حسینیه ارشاد


در سال 49 مسئله‌ای پیش آمد، بین آقای مطهری و آقای میناچی.
مسآله این بود آقای میناچی كه به عنوان مدیر داخلی حسینیه انتخاب شده بود، عملاً دست آقای مطهری و دیگران را از همة كارهای داخلی حسینیه كوتاه كرده بود. انتخاب سخنران، انتخاب مجلس، جلسات گوناگون و چاپ و نشر.
آقای مطهری می‌گفت خُب نمی‌شود ما یك مؤسسه را به وجود آورده‌ایم. مردم اینجا را متعلق به ما می‌دانند، ما ندانیم اینجا كی سخنرانی می‌كند؛ یا مثلاً چه موقع كتابش می‌خواهد چاپ بشود؛ یا چه مطالبی گفته می‌شود.
استاد مطهری جزو سه نفر هیئت امنا بود. و در مقابل، میناچی به اعتراضهای ایشان اعتنایی نمی‌كرد؛ و این بود كه عملاً آقای مطهری فریادش به جایی نمی‌رسید تا اینكه اختلافات بین اینها بالا گرفت.
ما مشهد بودیم. آن وقت تابستان بود كه آقای مطهری مشهد آمده بود. مرحوم دكتر هم مشهد بود، آقای شریعتی پدر دكتر هم مشهد بود.
در یك جلسه كه همه ما جمع بودیم، قرار شد كه به مسئلة حسینیه رسیدگی بشود و دو تا جلسه مفصل چهار پنج ساعته نشستیم در مشهد و راجع به مسائل حسینیه بحث كردیم.
آقای دكتر قرار بود كه كلاس‌های 15 روز یك بار «اسلام‌شناسی» را تشكیل بدهد. آقای مطهری به دنبال آن اختلافات كه با آقای میناچی داشتند به عنوان اعتراض حسینیه نرفتند.
یادم می‌آید كه آقای مطهری به عنوان اعتراض گفتند: تا وقتی كه ایشان خودسرانه در حسینیه كار بكند، من نمی‌توانم در حسینیه باشم. و من عملاًً كناره گیری خودم را از حسینیه اعلام می‌كنم تا همه بدانند كه من نیستم در حسینیه. با اینكه برنامه هم داشت، ایشان هفتم - هشتم محرم بود اعلام كرد كه من حسینیه نمی‌آیم و رفت از حسینیه بیرون. با رفتن آقای مطهری، حسینیه واقعاً از روح خالی می‌شد. تعبیر مرحوم دكتر این بود. گفت كه: وقتی آقای مطهری گفت من نمی‌آیم، من دیدم كه همه آرزوهای من تمام شد. همه چیز برای من تمام شده بود. دیگر هیچ چیز برای من معنا نداشت.
مرحوم مطهری وقتی كه مقالات دكتر را دید خیلی خوشش آمد مخصوصاً از مقاله «سیمای محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله)».
ایشان به من گفت كه من سه بار این مقاله را خوانده‌ام. از بس ایشان خوشش آمده بود از قلم شیرین و شیوای مرحوم دكتر. موجب شد كه ایشان از دكتر دعوت كند كه سخنرانی هم بیاید و دكتر گاهگاهی می‌آمد حسینیه، سخنرانی می‌كرد؛ خیلی كم.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 12:28 am

یعنی آقای دكتر عمیقاً ارادت داشت و واقعاً خودش را مرید آقای مطهری می‌دانست و با رفتن آقای مطهری حسینیه واقعاً از روح تهی می‌شد. برای اینكه این اعتراض كامل بشود و آقای میناچی به خواسته‌های مرحوم مطهری توجه بكند، بقیه سخنرانهایی كه در حسینیه برنامه داشتند برنامه‌هایشان را حذف كردند.
بنده هم گفتم من هم نمی‌آیم. آقای هاشمی‌رفسنجانی هم گفتند كه من هم نمی‌آیم و حتی آقای محمدتقی شریعتی هم نیامدند و همه برنامه را كنسل كردند. خود دكتر هم گفت من هم كنسل می‌كنم و من هم نمی‌آیم، یعنی همه قبول داشتند و این حقانیت مطالب مطهری را نشان می‌دهد.
... و من تأكید بر روی این مسئله دارم كه من خودم در مشهد با آقای شریعتی صحبت كردم. ایشان گفتند كه من می‌روم و علی را نمی‌گذارم كه برود.
یعنی آن چنان روشن و واضح بود دلیل مخالفت آقای مطهری، كه همه قبول كردند. هیچكس نبود كه قبول نداشته باشد حرف ایشان را، كه یك حرف منطقی و حق بود.
بعد كه این طور شد، حسینیه عملاً بایكوت شد، منتها بعد دوستان برای اینكه چراغ حسینیه خاموش نشود و در ماه محرم و صفر برنامه‌هایش تعطیل نشود، گفتند هفته‌ای یك بار آقای باهنر یك سخنرانی اینجا بكند. یك كار رقیق مستمر كه مانند جوی آب باریكی بود آن اجتماع. آن سخنرانی‌های متنوع دیگر نبود.
آقای میناچی همان‌طور كه گفتم بسیار مرد مدیر و زرنگ و باهوش است. ایشان زمینه را طوری آماده كرد برای كلاسهایی كه گفتم و اشاره كردم، و دكتر را قانع كرد كه این كلاسها امروز ضروری است و اگر تعطیل بشود آسمان به زمین می‏آید و زمین به آسمان می‌رود!
در مشهد در آن جلسات (كه صحبت شد) دوستان گفتند كه خوب است دكتر این كلاسها را حالا شروع نكند، دو ماه دیگر شروع كند تا آن وقت مسئله حسینیه حل بشود. دكتر هم قبول كرد.
دكتر میناچی و دیگران مرحوم دكتر را محاصره كردند كه نه دیر می‌شود و دین از دست می‌رود! این بود كه ایشان كلاسها را شروع كرد و عملاً آن طرحی كه راجع به حسینیه بود متوقف شد و آقای مطهری هم دیگر با حسینیه آشتی نكرد.
وقتی دیدند حتی حاضر نیستند كه به نظر ایشان اندك توجهی بكنند، دیگر نرفت سراغ حسینیه. و موجودی را كه محصول خودش بود، به وجود آورده بود، مجبور شد كه رها و ترك كند.
البته خُب، حسینیه رونق داشت و مرحوم دكتر [به آنجا] می‌رفت. جلسات 15 روزه بود و بعد هفتگی شد. منتها حسینیه دیگر «فردی» شده بود و فقط قائم به شخص دكتر شریعتی بود. اگر یك روز دكتر سرماخوردگی داشت و نمی‌توانست بیاید، حسینیه هم دیگر نبود و این نقیصه بزرگی بود كه كوشش می‌كردند كه این نقیصه را برطرف كنند.
حتی یك بار آمدند پیش من و با یك حرف‌های خاصی من را وادار كردند از مشهد آمدم یكی دو تا سخنرانی اینجا كردم؛ در 28 صفر همان سال. بعد دیدم آقایان حقایق را به ما نگفته بودند كه ماه‌ها حسینیه به این شكل می‌گذشت.
البته بعدها مرحوم دكتر خودش آمد مشهد با بنده صحبت كرد و گفت برویم حسینیه را اداره كنیم. یك طرحی هم ریخته شد. بعد من موافقت كردم به اینكه با دوستان همكاری داشته باشیم. شاید حدود بیست ساعت یا بیشتر بنده با آقای هاشمی و باهنر و آقای شریعتی چهار نفره در جلسات مستمری نشستیم در تهران، صحبت كردیم. طرحی برای حسینیه ریختیم.
طرح بسیار خوبی بود روی كاغذ ترسیمش كردیم و فقط یك كلمه بله از طرف آقای میناچی لازم بود كه دكتر گفت این بله را من از ایشان می‌گیرم. ایشان رفت بله را بگیرد، خودش هم نیامد. و ما دیدیم كه همة زحمات ما هدر رفت.
من رفتم مشهد و آقایان هم مشغول كارهایشان شدند. البته بعدها دكتر گله می‌كرد كه چرا شما نیامدید؟
گفتیم ما آمدیم قرار بود كه شما بله بگیرید از آقای میناچی. غرض، ماجرای آقای مطهری و كناره‌گیری ایشان از حسینیه بود و البته صحبت زیاد هست ولی بعضی‌ها ظالمانه و بی‌رحمانه در این مورد تحریف حقیقت كرده‌اند....
شریعتی مرید مطهری


... مرحوم شریعتی مرید آقای مطهری بود. یعنی مرید علمی و فكری آقای مطهری بود. و این را من خودم از مرحوم شریعتی شنیده بودم و شاید بارها شنیده بودم.او در پی اختلاف با آقای مطهری نبود كما اینكه آقای مطهری هم در پی اختلاف به معنای شخصی با مرحوم شریعتی نبود. البته چرا، اختلاف فكری داشتند و یك سری اعتراض‌هایی را مرحوم مطهری بر شریعتی داشت كه آن اختلاف‌ها در اواخر برملا هم شده بود و آن ایرادها را ایشان گاهی در اینجا می‌گفتند. اما آن نقطه‌ای كه آن اختلاف بروز كرد آن نقطه، نقطه‌ای بود كه در سال 49 آشكار شد و از آنجا اختلافات پدید آمد كه الآن فرصت پرداختن به آن نیست.
هواداران دروغین دكتر شریعتی


.... و اما گروهكها از هر چیز استفاده می‌كنند. این دلیل بر چیزی نمی‌تواند باشد. خط مستقیم فكری آقای مطهری خطی بود كه همیشه مورد اعتراض و نفرت گروهك‌ها بود. هر كسی با آقای مطهری در می‌افتاد و مخالف می‌شد، یقیناً گروهكها به او اظهار علاقه می‌كردند. ما داشتیم كسانی را كه مخالف آقای مطهری بودند و ضد دكتر شریعتی.
همین گروه منافقین را كه امروز شما ملاحظه می‌كنید كه شاید دم از علاقمندی به شریعتی هم بزنند، اینها كسانی بودند كه شریعتی را تخطئه می‌كردند. یعنی اینها می‌گفتند كه وجود شریعتی بعنوان یك سوپاپ اطمینان است. یك دریچه اطمینان است. و حسینیة ارشاد در جهت خواستهای دستگاه است. و اگر شریعتی این سخنرانی‌ها را نداشته باشد و نیاید و این حرفها را نزند، ما موفقیتهای بیشتری خواهیم داشت، به این دلیل با شریعتی بسیار مخالف بودند.
اگر اسم بیاورم افرادی را كه در این زمینه با من حرف زدند، شاید خیلی تعجب كنید. البته الآن دلیلی ندارد كه من از آن افراد اسم بیاورم. كسانی هم بودند در نقطه مقابل، از آن پولدارهای درجه یك تهران كه از ملك و آب و زمین و كارخانه و باغ، همه را با هم داشتند. شریعتی با این چیزها مخالف بود، در سخنرانی‌هایش هم مشخص است. این‌ها هم به خاطر مخالفت با آقای مطهری، با شریعتی گرم می‌گرفتند. بنابراین شما ملاحظه می‌كنید كه دو گروهی كه از نظر ظاهر با هم اختلاف دارند به خاطر دشمنی با مطهری با شریعتی گرم می‌گرفتند و دم از استناد و انتساب به شریعتی می‌زدند. پس منشأ بهره‌برداری گروهك‌ها یا جریان‌های سیاسی و فكری گوناگون از مرحوم شریعتی، می‌تواند تا میزان زیادی مخالفت با شخص مطهری و با افكار او باشد....
تفاوت‌های بنیادین


... مرحوم شریعتی كارش كارهایی بود جوان پسند و متكی به احساس و دیدگاه‌های او، دیدگاه‌هایی نزدیك به جریانهای انقلابی. لذا در محافل جوان به خصوص جوان روشنفكر، خیلی زود گُل می‌كرد.
مرحوم مطهری تفكرش یك تفكر عمیق فلسفی بود و بیشتر پایه‌ای و بنیانی مسائل اسلامی را بررسی می‌كرد. لذا كارش در بین محافل متفكرین و از جمله در میان حوزه‌های علمیه و در میان فضلأ خیلی جالب توجه بود.آقای مطهری به مسائل زیربنائی و فكری و فلسفی و اعتقادی می‌پرداخت. مرحوم شریعتی به مسائل اجتماعی و آنچه كه به جریانهای موجود در جامعه نظر داشت بیشتر اهمیت می‌داد. كتابهای هر كدام از ایشان نشان دهندة این تفاوت هست.


یقیناً اگر به مبانی و اصول كار توجه كنیم، می‌توانیم یك تفاوت‌های بنیانی را بین دو نوع تفكر پیدا كنیم. لكن در یك برهه‌ای از زمان، این هر دو در یك جهت و در یك خط حركت می‌كردند. كمااینكه حسینیه ارشاد را مرحوم مطهری بنیان گذاشت و دكتر شریعتی به دعوت شهید مطهری یكی از سخنرانان موفق حسینیة ارشاد شد. و نیز می‌دانیم كه كارهای مشتركی را اینها با هم داشتند. مثلاً «محمد(صلی‌الله‌علیه‌و‌آله) خاتم پیامبران» را مرحوم مطهری طرحش را ریخت و اقدام اساسیش را كرد و یكی از نویسندگان آن كتاب (كه دو مقاله در آن كتاب دارد) مرحوم شریعتی بود.
در یك برهه‌ای از زمان - آن وقتی كه هنوز جزئیات مسائل آشكار نشده بود - اینها در یك جهت و در یك خط حركت می‌كردند. آن خط را اگر بخواهیم به طور كلی معرفی كنیم، باید بگوئیم «خط بازنگری متجددانه اسلام» یا «نهضت بازشناسی اسلام»، یا «تجدید حیات فكری اسلام». منتها دو مسئله وجود داشت:
یكی اینكه همان طور كه قبلاً اشاره كردم، آقای مطهری به مسائل زیربنائی و فكری و فلسفی و اعتقادی می‌پرداخت. مرحوم شریعتی به مسائل اجتماعی و آنچه كه به جریانهای موجود در جامعه نظر داشت بیشتر اهمیت می‌داد. كتابهای هر كدام از ایشان نشان دهندة این تفاوت هست.
مسئله دوم این است كه وقتی كه این دو جریان پیش رفتند، و هر كدام به نقاط تعیین كننده‌ای رسیدند، معلوم شد كه در پاره‌ای از مبانی با هم اختلاف نظر دارند؛ یعنی مرحوم مطهری، طرفدار مراجعه به استنباط از منابع ناب اسلامی و كتاب و سنت بود. صددرصد معتقد به این بود كه بایستی ما تفكرمان را از كتاب و سنت بگیریم؛ در حالی كه مرحوم شریعتی تحت تأثیر بسیاری از افكار زمان خودش قرار داشت و از آن افكار اطلاع داشت، و آن افكار در برداشتهای اسلامی‌اش اثر می‌گذاشت. بنابراین با وجود وجوه مشتركی كه با مطهری داشتند، یك مرزهای اختلافی هم با همدیگر پیدا می‌كردند و این دو مسئله به نوبه خود حوزة تأثیر را و نوع تأثیر را تعیین می‌كرد.

پی نوشت:


*. برگرفته از سرگذشت‌های ویژه از زندگی استاد شهید مطهری به روایت جمعی از فضلأ و یاران، تهیه و تنظیم شورای نویسندگان، ناشر: مؤسسه نشر و تحقیقات ذكر، ص95.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 12:30 am

استاد در آيينه نگاه ديگران




از نگاه مادر
از نگاه همسر
از نگاه خانواده و بستگان
از نگاه استادان
از نگاه شاگردان
از نگاه دوستان

از نگاه مادر
«در زماني كه استاد مطهري را هفت ماهه حامله بودم، در خواب ديدم كه در مسجد «فريمان» نشسته‌ام. يك دفعه ديدم كه خانم بسيار محترم و مقدسي، با مقنعه وارد شدند و دو خانم ديگر دنبال ايشان مي‌آمدند. در حالي كه گلاب پاشهايي را در دست داشتند. آن خانم مجللي كه جلوي آن دو خانم بودند به آنان گفتند: «گلاب بريزيد.»؛ و آنان روي سر تمام خانم‌ها، گلاب پاشيدند. وقتي به من رسيدند، سه دفعه روي سر من گلاب ريختند. ترس، مرا فرا گرفت كه نكند در‌امور ديني و مذهبي‌ام كوتاهي كرده باشم. ناگزير مجبور به سؤال كردن شدم. از آن خانم پرسيدم: چرا روي من سه دفعه گلاب پاشيدند؟ ايشان در جواب گفتند: به خاطر آن جنيني كه در رحم شما است. اين بچه، به اسلام، خدمت‌هاي بزرگي خواهد كرد.(1)
علامه طباطبايي:
يك هوش فراواني هم داشت و هر چه مي‌گفتم، هدر نمي‌رفت. مطمئن بودم كه هدر نمي‌رود. اين عبارت، عبارت خوبي نيست: بنده وقتي كه ايشان به درسم مي‌آمدند، حالت رقص پيدا مي‌كردم؛ (حالت) شوق و شعف، به جهت اينكه انسان مي‌داند هر چه بگويد هدر نمي‌رود و محفوظ است.


از نگاه همسر
در مدت 29 سال زندگي با ايشان، هميشه با يك حالت تواضع و آرامش با من رفتار مي‌كردند. با صداي متين و چهره خندان، به طوري كه من با يك ارادت خاصي كار مي‌كردم و علاقه شديد ايشان به من و محبتهايي كه مي‌كردند، به من در انجام كارهاي منزل رغبت عجيبي مي‏بخشيد.
تا كسي با ايشان برخورد نداشت، اخلاق ايشان را درك نمي‌كرد. او مراد و خانواده مريد ايشان بودند. او معنويتي از خود باقي گذاشت و رفت. عجيب تيزبين و دورانديش بودند. به طوري كه آنچه ما در آئينه نمي‌ديديم، او در خشت خام مي‌ديد. تقواي عجيبي داشت؛ در مدت 29 سال زندگي كه با ايشان داشتم، حتي نيم ساعت بي‏وضو نبودند. هميشه مي‌گفت با وضو باشيد، وضوي دائمي خوب است.
مناجات‌هاي شبانه و نمازهاي شب ايشان، حالت عجيبي داشت؛ خدا را شكر مي‌كنم بعد از مطهري زحمت تربيت بچه‌ها را ندارم. چون اين قدر با تقوا هستند كه اصلاً زحمتي براي تربيت آنها ندارم.(3)

استاد از نگاه خانواده و بستگان
الف) به طبيعت علاقة وافر داشت و گاه ساعت‌ها در نقاط با صفا مي‌نشست و تفكر مي‌كرد.
ب) شبها قبل از خواب حدود بيست دقيقه قرآن مي‌خواند.
ج) نسبت به فرائض فرزندان نظارت دقيق داشت.
د) به فقرا و مستمندان كمك مي‌كرد؛ به طوري كه برخي موارد آن بعد از شهادتش آشكار شد.
ر) در برخورد با انحرافات فكري، از جوّ حاكم بر اجتماع واهمه‌اي نداشت. جو ناسالم را مي‌شكست؛ و گاه با دوستان نزديك خود نيز مخالفت مي‌كرد.
ز) از جواني علاقة وافري به شهادت داشت و به افراد مي‌سپرد تا در اين باره برايش دعا كنند.
و) از شهرت و مريد پروري گريزان بود.
ه‍( براي پدر و مادر و نيز اساتيد خويش احترام وصف‌ناپذيري قائل بود.
ي) بسيار متين و پر هيبت بود؛ و در عين حال در موارد لزوم مزّْاح و نكته‌پرداز بود.(3)

از نگاه اساتيد
علامه طباطبايي(ره)
علاوه بر مسألة تقوا و انسانيت و جهات اخلاقي كه انصافاً داشت، يك هوش فراواني هم داشت و هر چه مي‌گفتم، هدر نمي‌رفت. مطمئن بودم كه هدر نمي‌رود. اين عبارت، عبارت خوبي نيست: بنده وقتي كه ايشان به درسم مي‌آمدند، حالت رقص پيدا مي‌كردم؛ (حالت) شوق و شعف. به جهت اينكه انسان مي‌داند هر چه بگويد هدر نمي‌رود و محفوظ است.(4)
امام خميني(ره)
آثار قلم و زبان او بي استثنا آموزنده و روان بخش است و مواعظ و نصايح او كه از قلبي سرشار از ‏ايمان و عقيدت نشات مي گرفت ، براي عارف و عامي سودمند و فرح زا است . ‏
من فرزند بسيار عزيزي را از دست داده ام و در سوگ او نشستم كه از شخصيت هايي بود كه حاصل ‏عمرم محسوب مي شد استاد مي‌گويد: علت انكار و اعراض بسياري از افراد تحصيلكرده، اين است كه مفاهيم مذهبي و ديني را به طرز صحيحي به آنان تعليم نداده‌اند. در واقع آنچه آنان انكار مي‌كنند، مفهوم واقعي خدا و دين نيست. بلكه چيز ديگري است. بايد كوشيد تا اصول و مباني مذهبي، به صورت صحيح و واقعي خود به افراد تعليم داده شود



از نگاه شاگردان
حجت الاسلام محدثي
انسان مؤدب و متواضعي بودند. «بنده كه طلبة ناقابلي بودم، هر بار در فريمان خدمت ايشان بودم، ايشان دو زانو مي‌نشستند و خيلي با دقت به حرفهايم گوش مي‌دادند.»
حجت الاسلام فاكر
حرف شاگرد را مي‌شنيد و به او اجازه عقده گشايي مي‌داد، اگر وقت نبود، بعد از درس مي‌نشست و گوش مي‌كرد. اين خصيصه در مقام تحقيق، بيشتر از مقام تدريس ايشان نقش داشت.
حجت الاسلام شريعتمداري
برخورد خشونت‌آميز نداشت، براي رفع اشكال، سعي مي‌كردند بيان خود را محكم كنند. نه اينكه با اداي كلمات خشن و احياناً توهين‏آميز، طرف مقابل را ساكت نمايند.

از نگاه دوستان
مقام معظم رهبري
ايشان هميشه، وقت خواب مقيد بودند به خواندن قرآن. نيمه شب صداي ايشان را مي‌شنيدم كه در هنگام تهجد و خواندن نماز شب گريه مي‌كردند.
اتاق خود ايشان هم يك وضعيت خاصي داشت، كه مشخص مي‌كرد توجهات ايشان را.
يك الله بود كه با نئون سبز، يا با اين شب نماها نوشته شده بود و فقط در شب و تاريكي جلوه داشت و مشخص مي‌كرد كه استاد همان نيمه شب‌ها كه مشغول ذكر خدا هستند، ذهنشان هم به ياد خداست، مي‌خواهند از هم? حواس خود نيز استفاده كنند، تا ياد خدا را هر چه بيشتر در خودشان زنده كنند.(5)
شهيد باهنر
يادم نمي رود يک کتابي را ايشان شنيده بوده که اين کتاب منتشر شده (من اسم آن کتاب را نيم برم چون ترويج از يک کتاب باطل است) ايشان مي گفت که اين کتاب را از هر جا که هست براي من پيدا کنيد ما مامور شديم براي اينکه بگرديم و اين کتاب را پيدا کنيم. گشتيم و بالاخره يک نسخه پيدا کرديم آن نسخه اي که به دست ما رسيد منحصر به فرد بود، 400 صفحه بود. من با زحمت زيادي دو نسخه فتوکپي از آن گرفتم و يک نسخه خدمت ايشان بردم و يک نسخه پيش خود من ماند. شايد بيست روز بيشتر نگذشت، ايشان فرمودند با اين کتاب چه کردي؟ گفتم : من هنوز گذاشته ام ان شاء الله وقت کنم مطالعه کنم. بعد ديدم ايشان تمام اين کتاب را خوانده فصل به فصلش را تحليل کرده، نقطه هاي ضعفش را درآورده و در حدود سيصد و پنجاه مورد عليه اسلام به نام اسلام نوشته شده بود يعني کتابي که به عنوان يک بحث تاريخي درباره اسلام بود و دقيقا مي خواست بگويد اين کتاب کتاب اسلامي است بيش از سيصد مورد ايشان در اين کتابي که به نام اسلام نوشته شده بود بر عليه اسلام مطلب داشت، نقد کردند و اين هوشياري و اين حضور هميشه در صحنه علمي و دفاع فکري از اسلام، بسيار محترم است.(6)
شهيد مفتح
در آن اوج مبارزات به من مي‌فرمود به خدا اگر امام و رهبر ما پيروز بشود هيچ پستي من نمي‌خواهم هيچ مقامي نمي‌خواهم، براي من همين زندگي که الان دارم، کتابخانه‌ام براي من بهترين لذت است من همين را مي‌خواهم که بنشينم و کتاب بنويسيم، بنشينم و تحقيق کنم، بنشيم از اسلام عزيز دفاع کنم، اين هدف من است بنابراين، اين کوشش و اين تلاش، ارزش شخصي براي من نيست و ديديم راست مي‌گفت و پس از پيروزي با اينکه در سطح بسيار بالايي قرار داشت (ما اگر يک مطلبي را مي‌خواستيم خدمت امام بگوييم همه دوستان ما فکر مي‌کردند تنها فردي که امکان دارد با امام صريح صحبت کند و امام علاقه به او دارد و او را مي‌پذيرد فورا مي‌گفتيم برويم خانه آقاي مطهري به آقاي مطهري بگوييم ايشان خدمت امام عرض کنند چون مي‌دانستيم امام به ايشان علاقه دارد)
مي‌گفت براي من منصب و مقام مهم نيست جز همين که مشغول تحقيق و مشغول نوشتن کتاب و مقالات باشم.(7)
دكتر حداد عادل
به اندازه سه برابر يك استاد رسمي دانشگاه تدريس مي‌كردند.
شهيد آيت‌الله قدوسي
كثرت مطالعه ايشان همه ما را به اعجاب مي‌آورد به تعبير خودش، خود را زنداني كرده بود، گاه مي‌شد يك هفته از منزل بيرون نمي‌آمد و اگر كاري در پيش نبود و ديگران مانع نمي‌شدند، تمام وقت خود را وقف نوشتن و تحقيق مي‌كرد.
آيت الله سبحاني
از استاد سؤال شد كه شما چقدر مطالعه و تحقيق مي‌كنيد. استاد در پاسخ گفتند: در حد مرگ.
علي تاج‌الديني
به استادان خود بسيار احترام مي‌گذاشتند و در دانشگاه نيز با همكاران بسيار خوب رفتار مي‌كردند و حتي با آنان كه معلوم بود با ايشان دشمني دارند، احترام مي‌گذاشتند.
استاد مي‌گويد: علت انكار و اعراض بسياري از افراد تحصيلكرده، اين است كه مفاهيم مذهبي و ديني را به طرز صحيحي به آنان تعليم نداده‌اند. در واقع آنچه آنان انكار مي‌كنند، مفهوم واقعي خدا و دين نيست. بلكه چيز ديگري است. بايد كوشيد تا اصول و مباني مذهبي، به صورت صحيح و واقعي خود به افراد تعليم داده شود.(6)
دكتر جلال‌الدين مجتبوي
راه و روش فكري و ويژگي‌هاي فعاليت‌هاي علمي استاد چنين بود:
1. كنجكاوي و تحقيق و مطالعه دقيق و وسيع در مسائل اجتماعي و اعتقادي مورد اعتنا، و ابتلاي مردم.
2. حفظ ‌امانت در نقل و بيان عقايد مخالف.
3. ظرفيت و ‌امادگي براي شنيدن و خواندن همه نظريات و اقوال فلسفي و اجتماعي و ديني.
4. داشتن ابتكار در طرح و حل مشكلات و مسائل اقتصادي و كلامي .... و به كار بردن روش برهاني و حفظ موازين عقلي در اثبات عقايد اصولي اسلام.
شهيد آيت‌الله قدوسي
كثرت مطالعه ايشان همه ما را به اعجاب مي‌آورد به تعبير خودش، خود را زنداني كرده بود، گاه مي‌شد يك هفته از منزل بيرون نمي‌آمد و اگر كاري در پيش نبود و ديگران مانع نمي‌شدند، تمام وقت خود را وقف نوشتن و تحقيق مي‌كرد.



5. ساده و قابل فهم ساختن مسائل و مطالب فلسفي و ... .
6. ايمان استوار به يافته‌هاي اعتقادي خود بر مبناي استدلال.
7. فكري حكيمانه و جامع داشت. علم و تقوا را توأماً مي‌خواست. معتقد بود كه انسان با دو بال آگاهي و پاكي مي‌تواند پرواز كند و به كمال حقيقت برسد. در عين تعلق خاطر به معنويت، انديشة مسائل اجتماعي و سياسي از ذهنش دور نمي‌شد.(7)
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 12:32 am

نانوشته‏هايي از زندگاني استاد مطهري (1)





سير زندگاني


در 13 بهمن ماه سال 1298 ه. ش، در قريه فريمان، در خانواده‏اي از اهل علم و تقوا كودكي ديده به جهان گشود كه نامش را «مرتضي‏» نهادند تا اين نام حكايت از روش پسنديده و شيوه مرضي او در زندگي داشته باشد و بدين ترتيب بود كه زندگي «استاد مرتضي مطهري‏» آغاز شد.
در سنين كودكي به مكتب خانه رفته و به فراگيري قرآن و ديگر تعليمات ابتدايي پرداخت. نقل مي‏كنند كه در سن 5 سالگي، علاقه زيادي به رفتن به مكتب خانه از خود نشان مي‏داد. در يك شب مهتابي، نزديك صبح، به خيال اين كه صبح شده است، دفتر و كتاب خود را بر داشت و به سوي مكتب خانه روان شد و چون مكتب خانه بسته بود، پشت در آن به خواب رفت. صبح زود پدر و مادر، پس از پيگيري فراوان، سرانجام او را خوابيده، در پشت در مكتب خانه مي‏يابند.
در سن حدود 12 سالگي، شور و عشق و علاقه به تحصيل علوم ديني در وجودش شعله مي‏كشد.
در سن سيزده سالگي به حوزه علميه مشهد عزيمت نموده و تحصيل مقدمات علوم ديني را آغاز مي‏كند. مقدمات عربي، فقهي، اصولي و منطقي را تنها از آن جهت مي‏آموزد كه اينها بتوانند او را آماده بررسي سخن فيلسوفان بزرگ بنمايند. لذا مرحوم آقا ميرزا مهدي شهيدي رضوي، مدرس فلسفه الهي حوزه مشهد در ميان آن همه علما و مدرسين حوزه، تنها كسي است كه استاد مطهري را شيفته خود كرده و دل از دست او ربوده بود، و شايد جاذبه معنوي او و آرزوي حاضر شدن در درس وي بزرگترين مشوق و محرك او در طي كردن هر چه سريعتر علوم مقدماتي بوده است. احسان طبري، ايدئولوگ حزب توده، كه در اواخر عمر خود، ماركسيسم را مردود اعلام كرد و به اسلام روي آورد، در مصاحبه‏اي اين تغيير ايدئولوژي خود را نتيجه مطالعه آثار استاد مطهري خصوصا كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم بيان كرد.


استاد مطهري پس از حدود چهار سال تحصيل در حوزه علميه مشهد، در سال 1315 شمسي، عازم حوزه علميه قم گرديد.
در طي 15 سال اقامت در حوزه علميه قم و كسب فيض از محضر اساتيد بزرگ، براندوخته علمي و معنوي خود افزود و تحصيلات خود را در علوم و فنون مختلف اسلامي ارتقأ بخشيد.
در سال 1331، استاد مطهري به تهران مهاجرت نموده، فصل پرفراز و نشيب ديگري از زندگي خود را آغاز نمود. فعاليت علمي ايشان از همين سال آغاز گرديد. ايشان ابتدا به تدريس در مدرسه سپهسالار (مدرسه شهيد مطهري كنوني) و مدرسه مروي پرداخت و تدريس وي در مدرسه مروي تا سه سال قبل از شهادتش ادامه داشت. استاد شهيد از سال 1334، فعاليت علمي خود را در دانشكده الهيات و معارف اسلامي شروع نموده و كار تعليم و تدريس را در آنجا به مدت بيست و دو سال ادامه داد.
اساتيد


از عوامل مهم تكوين شخصيت‏شهيد مطهري، برخورداري ايشان از اساتيد مبرز و عالي مي‏باشد. وي از شاگردان برجسته آيت‏الله بروجردي در فقه و اصول محسوب مي‏شد و حتي قبل از مهاجرت آيت‏الله بروجردي (از بروجرد به قم)، چون ايشان را شخصيتي فرزانه يافته بود، تابستانها به بروجرد مي‏رفت و از محضر ايشان بهره مي‏برد.
هم چنين استاد مطهري دوازده سال تلمذ نزد امام خميني (ره) را در تكوين شخصيت‏خود بسيار مؤثر مي‏دانست. تلمذ ايشان نزد علامه طباطبايي نيز در تكوين شخصيت علمي و روحي ايشان تاثير اساسي داشت.‌گر چه مدت تحصيل رسمي استاد نزد علامه حدود سه سال بوده است، ولي رابطه ايشان با مرحوم علامه تا زمان شهادت برقرار بوده و استاد شهيد تا پايان عمر از مرحوم علامه بهره مي‏برده‏اند.
يكي از فرازهاي حساس اين دوران كه در تكوين شخصيت روحي استاد، تاثير به سزايي داشته است، آشنايي با عالم رباني مرحوم حاج ميرزا علي آقا شيرازي (قدس‏سره) بود كه در سال 1320، در اصفهان رخ داد.
از حوادث مهم سال 1350، در زندگاني استاد مطهري، آغاز ارتباط عرفاني ايشان با آيت‏الله سيد محمد حسين تهراني است. استاد عليرغم آن كه از نظر سن 10 سال از آيت‏الله تهراني بزرگتر بودند، ايشان را به عنوان پير طريقت و مربي نفس مي‏شناختند و براي خودسازي از ايشان مدد مي‏گرفتند و اين ارتباط تا زمان شهادت استاد ادامه داشت. بدين ترتيب، بعد ديگري از شخصيت استاد كه همانا عرفان عملي و سير و سلوك مي‏باشد، آشكار مي‏شود.
استاد مطهري اساتيد ديگري نيز داشته‏اند، كه از آن جمله مرحوم آيت‏الله‏سيد محمد محقق داماد و مرحوم آيت‏الله حجت تبريزي مي‏باشند.
آثار


استاد، مقدمه و پاورقي جلد اول «اصول فلسفه‏» را در سال 1332 و شرح جلد دوم آن را نيز در سال بعد به پايان رساند. با اين كه بيش از 37 سال از تاليف اين كتاب مي‏گذرد، گردش ايام از طراوت بيان و استحكام منطقي آن چيزي نكاسته است. جلد سوم اين كتاب نيز در سالهاي بعد، از چاپ خارج شد. تاثير اين كتاب در خنثي كردن تبليغات ماركسيستي حزب توده در آن زمان و به طور كلي، تاثير آن در نجات مبارزان از افكار مادي تا پيروزي انقلاب اسلامي و بعد از آن، بر كسي پوشيده نيست.
احسان طبري، ايدئولوگ حزب توده، كه در اواخر عمر خود، ماركسيسم را مردود اعلام كرد و به اسلام روي آورد، در مصاحبه‏اي اين تغيير ايدئولوژي خود را نتيجه مطالعه آثار استاد مطهري خصوصا كتاب اصول فلسفه و روش رئاليسم بيان كرد.
كتاب داستان راستان نيز محصولي از تلاشهاي استاد در اين سالهاست. اين كتاب در سال 1339 از چاپ خارج شد و در سال 1344 از سوي كميسيون ملي يونسكو در ايران، برنده جايزه يونسكو گرديد.
در سال 1345، مقالاتي در مجله «زن روز» آن زمان بر ضد حقوق زن در اسلام منتشر شد كه عواطف مردم متدين را جريحه دار و بسياري از خوانندگان خود را به اسلام بدبين ساخته بود. استاد شهيد مقالاتي در پاسخ به آن مقالات نگاشتند و در همان مجله، در مقابل آن مقالات به چاپ رسيد كه البته انعكاس خوبي نيز داشت و موجب افزايش تيراژ آن مجله گرديد. بعدها آن مقالات به صورت كتاب «نظام حقوق زن در اسلام‏» درآمد.
هسته اصلي برخي از كتابهاي استاد شهيد مانند «عدل الهي‏»، «خدمات متقابل اسلام و ايران‏»، «جاذبه و دافعه علي (عليه‏السلام)» سخنراني‏هايي است كه در حسينيه ارشاد ايراد شده است. هم چنين بخش اعظم كتاب «حماسه حسيني‏» و كتاب «گفتارهاي معنوي‏» متن سخنرانيهاي استاد در اين مؤسسه است كه بعد از شهادت ايشان به چاپ رسيده است. كتابهاي «علل گرايش به ماديگري‏»، «امدادهاي غيبي در زندگي بشر»، «انسان كامل‏» و «سيري در نهج‏البلاغه‏» نيز در اصل سخنرانيهاي ايشان در مجامع مختلف بوده‏اند. از حوادث مهم سال 1350، در زندگاني استاد مطهري، آغاز ارتباط عرفاني ايشان با آيت‏الله سيد محمد حسين تهراني است. استاد عليرغم آن كه از نظر سن 10 سال از آيت‏الله تهراني بزرگتر بودند، ايشان را به عنوان پير طريقت و مربي نفس مي‏شناختند و براي خودسازي از ايشان مدد مي‏گرفتند و اين ارتباط تا زمان شهادت استاد ادامه داشت. بدين ترتيب، بعد ديگري از شخصيت استاد كه همانا عرفان عملي و سير و سلوك مي‏باشد، آشكار مي‏شود.


كتاب «انسان و سرنوشت‏» محصول درسهاي ايدئولوژيك استاد در هيئت‏هاي مؤتلفه اسلامي است كه در هدايت مبارزه در صراط مستقيم اسلام و دفع شبهات در زمينه سرنوشت و قضا و قدر تاثير زيادي داشته و مقدمه آن تحت عنوان «عظمت و انحطاط مسلمين‏» بسيار پربار و راهگشا و داراي بار اجتماعي و سياسي است. كتاب «مقدمه‏اي بر جهان‏بيني اسلامي‏» كه شامل 6 جلد است مقارن اوجگيري نهضت‏به رشته تحرير در آمده و در آن بسياري از لغزشگاه‏هاي فكري روشنفكران مسلمان نشان داده شده است.
كتاب «نهضتهاي اسلامي درصد ساله اخير» نيز محصول دوره اوجگيري نهضت اسلامي است و در ايام فاجعه هفدهم شهريور57 انتشار يافت.
تحليل همه آثار قلمي و زباني استاد، فرصت زيادي مي‏خواهد. همين مقدار براي اين مقاله كافي به نظر مي‏رسد. مهم اين است كه اين گونه تلاشها را هرگز نبايد ناديده گرفت.*
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 12:32 am

معلمی از اهالی فردا



به سادگی آب قدم می‌زد
و به روشنی آفتاب، قلم
بر شانه‌اش بار امانت بود و در نگاه نافذش، روشنای کرامت
سرنوشتش، نوشتن بود و سرگذشتن، از سر گذشتن!
از اهالی فردا بود؛
معلم بود...
استاد شهید مرتضی مطهری
نامی که بارها از کودکی در همه جا شنیده اید؛ تلویزیون، رادیو، مدرسه، دانشگاه، روزنامه و...
اما همیشه برایتان این سوال بوده که او کیست، چرا اینهمه از او یاد می‌کنند و روز شهادتش همه درمدارس، دانشگاه‌ها و... برای معلمها و آموزگارهای خود هدیه می‌برند که امروز روز معلم است.
مادرش می‌گفت:«در زمانیکه او را هفت ماهه حامله بودم، در خواب دیدم که در مسجد شهر فریمان در حالی که تمام زنهای فریمان نشسته‌اند هستم. دیدم خانمی بسیار محترمه و مقدسی با مقنعه وارد شد و دو خانم دیگر دنبال ایشان آمدند، گلاب پاشهایی در دست داشتند و گلاب می‌پاشیدند وقتی به من رسیدند؛ سه دفعه روی سرم گلاب ریختند. از این ترسیدم که نکند در امور دینی، مذهبی کوتاهی کرده باشم ولذا از آن خانم پرسیدم که چرا سه مرتبه روی سر من گلاب پاشیدند؟ ایشان در جواب گفت: به خاطر آن جنینی که در رحم شماست و این بچه به اسلام خدمتهای بزرگی خواهد کرد».
او بعد از طی دروس مکتب خانه‌ای وقتی که سیزدهمین بهار عمرش را می‌دید برای شروع رسمی علوم اسلامی وارد حوزه علمیه مشهد شد. از همان دوران افکار عمیقی او را به خود مشغول کرده بود. شور و شوق خاصی نسبت به فلسفه الهی و توجیه هستی و انسان و عرفان داشت.
یکی از ویژگی‌های برجسته در زندگی انسانهای بزرگ کمرنگ بودن نقش آنان در خانواده است ولی استاد مطهری بسیارمورد علاقه خانواده خویش بود.
او نیز مثل همه کسانی که دنبال حقیقت رفتند سختی‌های زیادی کشید، وقتی خواست با دختر یکی از دانشمندان مشهور خراسان عهد زندگی مشترک ببندد، سادگی و بی آلایشی خویش را در زندگی با اوشرط کرد.
او از همان زمان که در حوزه علمیه مشهد دروس مقدماتی را می‌خواند فشار حکومت ظالمانه رضا خان را بر مردم مسلمان به ویژه بر حوزه‌های علمیه فراوان احساس می‌کرد. روشن است که فردی چون مطهری از این مشکلات گذر نمی‌کرد.
فکر تأسیس یک مرکز علمی و تحقیقی برای آموزش معارف اسلامی استاد را به خود مشغول کرده بود که این فکر با تأسیس حسینیه ارشاد عملی شد. استاد در تأسیس حسینیه نقش بسیار مهمی داشت و از اعضای هیئت مدیره آن بود. وی امیدوار بود که این مرکز اسلامی بتواند در شناساندن اسلام و ایدئولوژی اسلامی موفق شود و مأوای پاسخ دهی به سوالات نسل دیروز و امروز باشد. به همین دلیل با عشق و علاقه زیادی قسمتی از وقت خود را صرف اداره آنجا کرد و تمام امور را با کنجکاوی کافی زیر نظر می‌گرفت.
آن طور که کم و بیش همه ما اطلاع داریم منبع اصلی اکثر کتابهای استاد سخنرانی‌های ایشان در حسینیه ارشاد است؛ کتاب‌های معروفی چون، حماسه حسینی، جاذبه و دافعه علی(علیه‌السلام)، تحریفات در واقعه تاریخی عاشورا و....
استاد مطهری نیز مثل همه بزرگان دوست و دشمن‌های زیادی داشت ولی حکایت دشمنی‌های گروه فرقان حکایتی دیگر است. استاد خطر تفکر ماتریالیستی را بین متفکرین و نسل جوان و انقلابی کاملا احساس کرده بود.
استاد برای جلوگیری از نفوذ اندیشه ماتریالیسم و مادیگرایی بین نسل جوان و دانشگاهی، کتاب «علل گرایش به مادیگری» را تألیف کرد که بسیار موثر واقع شد0 شهید مطهری بی محابا به برخی از این گونه مفاهیم ماتریالیستی که به عنوان تفسیر قرآن توسط گروه فرقان منتشر می‌شد و به یاری گروه‌های دیگر تبلیغ و توصیه می‌شد، پرداخت به طوری که به محض انتشار نوشته استاد، انتشار این به اصطلاح تفاسیر نیز قطع گردید. فرقانیان قبل از انتشار نوشته استاد در مقدمه یکی از به اصطلاح تفاسیر خود اخطار کرده بودند؛ با کسانیکه دست به رد و نقض آثارشان بزنند، به شیوه نظامی برخورد خواهند کرد. بعضی از شاگردان استاد این تهدید را به او تذکر می‌دادند؛ ولی او می‌گفت: «اگر قرار است من زندگی خود را در راه جلوگیری از انحراف اسلام از دست بدهم، بگذار چنین باشد که این بهترین شیوه مردن است».
و سرانجام گروه فرقان بعد از انتشار کتاب علل گرایش به مادیگری به دست یکی از فریب خوردگانش اندیشه را با گلوله جواب داد و دنیای اسلام را برای همیشه از نوری تابناک محروم کرد.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:40 am

تاریخچه
والتر راسل در سال ۱۹۲۶ با استفاده از جدول تناوبی «مارپیچ» وجود دو تریم را پیش بینی کرد.
هارولد یوری شیمیدان و از پیشتازان فعالیت روی ایزوتوپها که در سال ۱۹۳۴ جایزه نوبل در شیمی گرفت در سال ۱۹۳۱ ایزوتوپ هیدروژن سنگین را که بعد‌ها به منظور افزایش غلظت آب مورد استفاده قرار گرفت، کشف کرد.
همچنین در سال ۱۹۳۳، گیلبرت نیوتن لوئیس (Gilbert Newton Lewis شیمیدان و فیزیکدان مشهور آمریکایی) استاد هارولد یوری توانست برای اولین بار نمونه آب سنگین خالص را به‌وسیله عمل الکترولیز بوجود آورد.
اولین کاربرد علمی از آب سنگین در سال در سال ۱۹۳۴ توسط دو بیولوژیست بنامهای هوسی (Hevesy) و هافر(Hoffer) صورت گرفت. آنها از آب سنگین برای آزمایش ردیابی بیولوژیکی، به منظور تخمین میزان بازدهی آب در بدن انسان، استفاده قرار دادند.
روش تهیه آب سنگین
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:42 am

در طبیعت از هر ۳۲۰۰ مولکول آب یکی آب نیمه سنگین HDO است. آب نیمه سنگین را می‌توان با استفاده از روش‌هایی مانند تقطیر یا الکترولیز یا دیگر فرآیندهای شیمیایی از آب معمولی تهیه کرد. هنگامی که مقدار HDO در آب زیاد شد، میزان آب سنگین نیز بیشتر می‌شود زیرا مولکول‌های آب هیدروژن‌های خود را با یکدیگر عوض می‌کنند و احتمال دارد که از دو مولکول HDO یک مولکول H۲O آب معمولی و یک مولکول D۲O آب سنگین به وجود آید. برای تولید آب سنگین خالص با استفاده از روش‌های تقطیر یا الکترولیز به دستگاه‌های پیچیده تقطیر و الکترولیز و همچنین مقدار زیادی انرژی نیاز است، به همین دلیل بیشتر از روش‌های شیمیایی برای تهیه آب سنگین استفاده می‌کنند.
کند کننده نوترون


آب سنگین در بعضی از انواع رآکتورهای هسته‌ای نیز به عنوان کند کننده نوترون به کار می‌رود. نوترون‌های کند می‌توانند با اورانیوم واکنش بدهند.از آب سبک یا آب معمولی هم می‌توان به عنوان کند کننده استفاده کرد، اما از آنجایی که آب سبک نوترون‌های حرارتی را هم جذب می‌کنند، رآکتورهای آب سبک باید اورانیوم غنی شده اورانیوم با خلوص زیاد استفاده کنند، اما رآکتور آب سنگین می‌تواند از اورانیوم معمولی یا غنی نشده هم استفاده کند، به همین دلیل تولید آب سنگین به بحث‌های مربوط به جلوگیری از توسعه سلاح‌های هسته‌ای مربوط است. رآکتورهای تولید آب سنگین را می‌توان به گونه‌ای ساخت که بدون نیاز به تجهیزات غنی سازی، اورانیوم را به پلوتونیوم قابل استفاده در بمب اتمی تبدیل کند. البته برای استفاده از اورانیوم معمولی در بمب اتمی می‌توان از روش‌های دیگری هم استفاده کرد. کشورهای هند، اسرائیل، پاکستان، کره شمالی، روسیه و آمریکا از رآکتورهای تولید آب سنگین برای تولید بمب اتمی استفاده کردند.با توجه به امکان استفاده از آب سنگین در ساخت سلاح هسته‌ای، در بسیاری از کشورها دولت تولید یا خرید و فروش مقدار زیاد این ماده را کنترل می‌کند. اما در کشورهایی مثل آمریکا و کانادا می‌توان مقدار غیر صنعتی یعنی در حد گرم و کیلوگرم را بدون هیچ گونه مجوز خاصی از تولید کنندگان یا عرضه کنندگان مواد شیمیایی تهیه کرد. هم اکنون قیمت هر کیلوگرم آب سنگین با خلوص ۹۸۹۹درصد حدود ۶۰۰ تا ۷۰۰ دلار است. گفتنی است بدون استفاده از اورانیوم غنی شده و آب سنگین هم می‌توان رآکتور تولید پلوتونیوم ساخت. کافی است که از کربن فوق العاده خالص به عنوان کند کننده استفاده شود از آنجایی که نازی‌ها از کربن ناخالص استفاده می‌کردند، متوجه این نکته نشدند در حقیقت از اولین رآکتور اتمی آزمایشی آمریکا سال ۱۹۴۲ و پروژه منهتن که پلوتونیوم آزمایش ترینیتی و بمب مشهور «Fat man» را ساخت، از اورانیوم غنی شده یا آب سنگین استفاده نمی‌شد.
آشکار سازی نوترینو


رصد خانه نوترینوی سادبری در انتاریوی کانادا از هزار تن آب سنگین استفاده می‌کند. آشکار ساز نوترینو در اعماق زمین و در دل یک معدن قدیمی کار گذاشته شده تا مئون‌های پرتو‌های کیهانی به آن نرسد. هدف اصلی این رصدخانه یافتن پاسخ این پرسش است که آیا نوترینوهای الکترون که از همجوشی در خورشید تولید می‌شوند، در مسیر رسیدن به زمین به دیگر انواع نوترینوها تبدیل می‌شوند یا خیر. وجود آب سنگین در این آزمایش‌ها ضروری است، زیرا دوتریم مورد نیاز برای آشکارسازی انواع نوترینوها را فراهم می‌کند. آزمون‌های سوخت و ساز در بدن از مخلوط آب سنگین با ۱۸O H۲ آبی که اکسیژن آن ایزوتوپ ۱۸O است نه ۱۶O برای انجام آزمایش اندازه گیری سرعت سوخت و ساز بدن انسان و حیوانات استفاده می‌شود. این آزمون سوخت و ساز را معمولا آزمون آب دوبار نشان دار شده می‌نامند.
آب نیمه سنگین


چنانچه در اکسيد هيدروژن تنها يکي از اتمهي هيدروژن به يزوتوپ دوتريوم تبديل شود نتيجه حاصله (HDO) را آب نيمه سنگين مي گويند. در مواردي که ترکيب مساوي از هيدروژن و دوتريوم در تشکيل مولکوهي آب حضور داشته باشند، آب نيمه سنگين تهيه مي شود. دليل ين امر تبديل سريع اتم هي هيدروژن و دوتريوم بين مولکولهي آب است، مولکول آبي که از 50 درصد هيدروژن معمولي (H) و 50 درصد هيدروژن سنگين(D) تشکيل شده است، در موازنه شيمييي در حدود 50 درصد HDO و 25 درصد آب (H2O) و 25 درصد D2O خواهد داشت.
نکته قابل توجه آن است که آب سنگين را نبيد با با آب سخت که اغلب شامل املاح زياد است و يا يا آب تريتيوم (T2O or 3H2O) که از يزوتوپ ديگر هيدروژن تشکيل شده است، اشتباه گرفت. تريتيوم يزوتوپ ديگري از هيدروژن است که خاصيت راديواکتيو دارد و بيشتر بري ساخت موادي که از خود نور منتشر مي کنند بکار برده مي شود.


آب با اکسيژن سنگين


آب با اکسيژن سنگين، در حالت معمول H218O است که به صورت تجارتي در دسترس است ببيشتر بري رديابي بکار برده مي شود. بعنوان مثال با جيگزين کردن ين آب (از طريق نوشيدن يا تزريق) در يکي از عضوهي بدن مي توان در طول زمان ميزان تغيير در مقدار آب ين عضو را بررسي کرد.

ين نوع از آب به ندرت حاوي دوتريوم است و به همين علت خواص شيميي و بيولوژيکي خاصي ندارد بري همين به آن آب سنگين گفته نمي شود. ممکن است اکسيژن در آنها بصورت يزوتوپهي O17 نيز موجود باشد، در هر صورت تفاوت فيزيکي ين آب با آب معمولي تنها چگالي بيشتر آن است.

تاريخچه
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:44 am

اتم


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


پرش به: ناوبری, جستجو

اتمردهمشخصات

This illustrates the nucleus (pink) and the electron cloud distribution (black) of the Helium atom. The nucleus (upper right) is in reality spherically symmetric, although this is not always the case for more complicated nuclei.
کوچک‌ترین جز در شیمی عناصر







جرم :≈ 1.67×10-27 to 4.52×10-25 kg
بار الکتریکی :صفر
قطر : (قطر به عنصر و ایزتوپ اتم بستگی دارد)‎31 pm (He) تا 520 pm (Cs)‎
انواع اتمهای که تاکنون دیده ‌شده‌است:~1080[۱]

اتم هلیوم



در فیزیک و شیمی اَتُم کوچک‌ترین جزء اصلی غیر قابل تقلیل یک سامانهٔ شیمیایی است.
در گفتار های جدید تر (فیزیک جدید) اتم از اجزای زیر تشکیل شده:

  1. الکترون ها (با بار منفی)
  2. پروتون ها (با بار مثبت)
  3. نوترون ها (بدون بار)

قطر یک اتم معمولاً میان ۱۰ تا ۱۰۰ پیکومتر متفاوت است. قطر کامل هسته اتم به طور میانگین ‎۱۰-۱۵ متر است. رده‌بندی اتم‌ها بیشتر بر حسب عدد اتمی است که متناسب با تعداد پروتون‌های آن اتم است. [۲]
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:46 am

اتم


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


پرش به: ناوبری, جستجو


اتم هلیوم



در فیزیک و شیمی اَتُم کوچک‌ترین جزء اصلی غیر قابل تقلیل یک سامانهٔ شیمیایی است.
در گفتار های جدید تر (فیزیک جدید) اتم از اجزای زیر تشکیل شده:

  1. الکترون ها (با بار منفی)
  2. پروتون ها (با بار مثبت)
  3. نوترون ها (بدون بار)


قطر یک اتم معمولاً میان ۱۰ تا ۱۰۰ پیکومتر متفاوت است. قطر کامل هسته اتم به طور میانگین ‎۱۰-۱۵ متر است. رده‌بندی اتم‌ها بیشتر بر حسب عدد اتمی است که متناسب با تعداد پروتون‌های آن اتم است. [۲]
جرم :≈ 1.67×10[sup]-27 to 4.52×10-25 kg
بار الکتریکی :صفر
قطر : (قطر به عنصر و ایزتوپ اتم بستگی دارد)‎31 pm (He) تا 520 pm (Cs)‎
انواع اتمهای که تاکنون دیده ‌شده‌است:
[/sup]
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:50 am

اتمسفر (واحد)


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


پرش به: ناوبری, جستجو

اتمسفر یک واحد برای اندازه‌گیری فشار است. در دهمین کنفرانس عمومی واحدهای اندازه‌گیری اتمسفر به عنوان یک واحد رسمی اندازه‌گیری فشار پذیرفته شد و مقدار دقیق آن برابر با ۱٫۰۱۳٫۲۵۰ داین بر سانتی‌متر مربع (برابر با ۱۰۱٫۳۲۵ پاسکال) تعیین شد.
هر اتمسفر تقریباً برابر با میانگین فشار هوا در سطح دریا در سواحل شهر پاریس فرانسه است. شهرهای دیگر دنیا که در عرض جغرافیایی مشابهی قرار دارند، از میانگین فشارهوای مشابهی نیز برخوردارند.
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
Admin
Admin


تعداد پستها : 1052
Registration date : 2008-03-02

پستعنوان: رد: تحقق ها   30/4/2008, 2:51 am

ارتعاش


از ویکی‌پدیا، دانشنامهٔ آزاد.


پرش به: ناوبری, جستجو

ارتعاش نوسان مکانیکی حول یک نقطه تعادل است. ارتعاش ممکن است مانند حرکت آونگ متناوب (تکرار شونده) باشد یا مانند حرکت چرخ خودرو روی مسیر ناهموار تصادفی باشد
بازگشت به بالاي صفحه اذهب الى الأسفل
خواندن مشخصات فردي http://technologiesdvb2.all-up.com
 
تحقق ها
مشاهده موضوع قبلي مشاهده موضوع بعدي بازگشت به بالاي صفحه 
صفحه 1 از 1

صلاحيات هذا المنتدى:شما نمي توانيد در اين بخش به موضوعها پاسخ دهيد
www.technologiesdvb2.all-up.com***dvb2 :: نام بخش:تحقیق های جهان-
پرش به: